محمد مهدى ملايرى

84

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

عنوانهاى كتابهاى ترجمه شده و موضوعهاى آنها دقّت را به نهايت رسانده ، و با اين كار خلأى را كه در تاريخ ادبيّات عربى از لحاظ شناخت سرچشمه‌هاى آن وجود داشت پر كرده و اهمال مورّخان ادبيّات ما را از اين لحاظ جبران كرده است . در اين بحث و بررسى علاوه بر پانزده مترجمى كه صاحب الفهرست نام آنها را در فهرست مترجمان آثار فارسى به عربى ذكر كرده ، شمار بسيارى از مترجمان و آثار ترجمه شدهء آنها را هم از مآخذ ديگر استخراج كرده و بر آنها افزوده است ، و ازين شمارند زادان فرّخ بن پيرى دبير حجّاج ابن يوسف و صالح بن عبد الرّحمن سيستانى جانشين او در رياست ديوان حجّاج ، و عبد الحميد كاتب نخستين نويسندهء نام‌آور نامه‌هاى ديوانى در زبان عربى ، و فضل بن سهل وزير مأمون ، و خضر بن على همكار او در برخى از ترجمه‌هايش ، و سلم رئيس بيت الحكمة كه مأمون خليفهء عبّاسى بنياد نهاده بود . و عبد اللّه بن على ، و ابو العبّاس دميرى ، و اسحاق بن على بن سليمان ، و ابو ريحان بيرونى دانشمند مشهور . و همچنين اين محقّق بر آثار ترجمه شدهء از فارسى بر آنچه ابن نديم در الفهرست آورده شمار بسيارى در موضوعهاى مختلف با استفاده از منابع ديگر افزوده است « 1 » » . جايگاه زبان و ادب فارسى در تحقيقات عربى ازجمله مسايلى كه در زمينهء مطالعات مشترك فارسى - عربى مطرح مىشد و رفته‌رفته مورد اهتمام و توجّه استادان و پژوهندگان مسائل عربى مىگرديد ، مسأله زبان و ادب فارسى و مقام آن در تحقيقات مربوط به زبان و ادب قديم عربى بود . توضيح اجمالى اين‌كه درحال‌حاضر هروقت سخن از روابط فارسى و عربى به

--> ( 1 ) - اصل اين مقال را در معرّفى و نقد و بررسى كتاب « الادب الفارسى فى اهمّ ادواره و اشهر اعلامه » در مجلّهء « الدراسات الادبية » ، سال هشتم ، صفحهء 346 - 351 ، و متنى را كه شرح فوق از آن ترجمه شده ، در همان مآخذ ، ص 348 خواهيد يافت .